السيد الطباطبائي

96

قرآن در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )

حقيقت آن از آن ساحت كبريا مىباشد و براى ديگران چيزى جز مجاز و عاريت باقى نمىماند . در تأكيد اين بيان قرآن مجيد با بيانى ديگر توضيح مىدهد كه جمال و كمال در هريك از آفريده‌هاى جهان محدود و متناهى است و نامحدود و نامتناهى آن پيش خدا است : « إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ » سوره قمر آيه 49 ( ترجمه : ما هر چيز را همراه اندازه‌اى آفريديم ) « وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ » سوره حجر آيه 21 ( ترجمه : هيچ‌چيزى نيست مگر اينكه نزد ما خزينه‌هائى دارد و آن را پائين نمىفرستيم مگر به اندازه‌اى معين و شناخته‌شده ) . انسان با پذيرفتن اين حقيقت قرآنى دفعة خود را در برابر يك جمال و كمال نامتناهى خواهد ديد كه از هر سو بوى احاطه داشته هيچ خلأى در مقابل آن وجود ندارد و هر جمال و كمال را حتى خود را كه يكى از آن آيات مىباشد بدست فراموشى سپرده مجذوب و دلباخته خواهد گرديد چنان كه مىفرمايد : « وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ » سوره بقره آيه 165 ( ترجمه : كسانى كه ايمان آوردند به خدا بيشتر از هر چيز مهر دارند ) .